معنی واژه
معنی واژگان مشخص شده را بنویسید.
١- وقتی جولاهه ای به وزارت رسیده بود ٢- تو دعویِ دانایی می کردی
٣- زنهار مگو سخن به جز راست ۴- دو حَدَقه چونان ماه تابان آفرید
دانش های ادبی :
١ -قافیه و ردیف را در بیت زیر نشان دهید (۵/٠ نمره)
دوستی از من به من نزدیک تر از رگ گردن به من نزدیک تر
٢-با توجه به آرایه های ادبیِ مقابل هر کدام ، گزینه نادرست را مشخص کنید (٢۵/٠ نمره)
الف: سیل و طوفان ، نعرۀ توفنده اش (تشبیه ؛ سیل = مشبه / طوفان = مشبهٌ به)
ب: خیزید و خز آرید که هنگام خزان است (واج آرایی)
٣- کدام گزینه جزء مثنوی های زبان فارسی نیست. (٢۵/٠ نمره)
الف: شاهنامهٔ فردوسی ب: گلستان سعدی ج: مثنوی معنوی مولوی لیلی و مجنون نظامی
۴- در ابیات زیر آرایهٔ اضافهٔ تشبیهی را مشخص کنید. ( هر بیت یک مورد) (١ نمره)
در دولت به رخم بگشادی تاج عزت به سرم بنهادی
حد من نیست ثنایت گفتن گوهر شکر عطایت سفتن
دانش های زبانی :
١-کدام گزینه ، صفت بیانی ندارد ؟ (٢۵/٠)
الف) سربلندی ایران ب) زنان اندیشمند ج) ایران عزیز د) نقش مؤثر
2-در بیت "بود اما در میان ما نبود مهربان و ساده و زیبا نبود" فعل اسنادی را نشان دهید .(٢۵/٠ نمره)
3-در جملۀ ؛"مادر ، غذا پخت و به من داد" مفعول کدام است؟ ( ٢۵/٠ نمره)
الف) من ب) غذا ج) مادر د) داد
4-هسته ، در کدام گروه اسمی ، متمم است ؟ (٢۵/٠)
خارکش پیری با دلق درشت پشته ای خار همی برد به پشت
درک مطلب :
١ -واژۀ "دولت" را در گذشته و حال ، مقایسه کنید .(۵/٠ نمره)
گذشته:......................................حال:...........................................
٢-مفهوم مصراع ؛ "هر قدم ، دانۀ شکری می کاشت" ، چیست ؟ (٢۵/٠)
٣ -بیت ؛ "گلستان کند آتشی بر خلیل گروهی برآتش بَرَد زآب نیل"
به دو داستان تاریخی ، اشاره و تلمیح دارد . یک مورد آن را توضیح دهید . (۵/٠ نمره)
۴-پیام و مفهوم اصلی بیت مقابل را بیان کنید (٢۵/٠)
جز راست نباید گفت هر راست نشاید گفت"
۵-در بیت ؛"مُحال است سعدی که راهِ صفا توان رفت جز بر پیِ مصطفی"
شاعر گرامی ، به چه چیزی معتقد است ؟ چه چیزی را غیر ممکن می داند ؟(۵/٠ نمره)
معنی و مفهوم شعر و نثر را بنویسید.
١ -پیر گفتا که چه عزّت زین به ؟ که نی ام بر در تو بالین نه
٢-مریدان گفتند : او مرد دیوانه ای است و تو را با او چه کار ؟ گفت : او را طلب کنید ، مرا با او کار است .
٣-یکی را به سر بر نهد تاجِ بخت یکی را به خاک اندر آرد ز تخت
۴-چوپان گفت : گوسفندان از آنِ من نیست . مرد گفت: خداوندش را بگوی که گرگ بِبُرد . غالم گفت " به خدای چه بگویم ؟
۵ -زنهار مگو سخن به جز راست هر چند تو را در آن ، ضررهاست



